افسانه واقعی

یکی از ابزارهای مشروعیت رژیم نامشروع اسرائیل در نظر اسرائیلی ها و غربی ها افسانه هلوکاست است که بر اساس آن مدعی هستند رژیم نژاد پرست آلمان نازی به رهبری هیتلر قبل و در جریان جنگ جهانی دوم، یهودیان را در کوره های آدم سوزی می سوزانده اند. اسرائیلی ها و غربی ها برای آنکه اشغال فلسطین را موجه و مشروع نشان دهند و اذهان جهانیان را از ظلمی که اسرائیل بر ملت فلسطین روامی دارند و نیز از جنایات بی شمارش ، منحرف کنند این مسئله را بسیار مطرح می کنند و از آن فیلم ها و کتابها و موزه ها و ... ساخته اند.
در سالیان اخیر یکی از سوژه های آنان برای مظلوم نمایی و واقعی جلوه دادن واقعه هلوکاست و مظلومیت یهودیان آلمان، خاطرات "میشادفونسکا" است که کتابی تحت عنوان " خاطرات سالهای هولوکاست" نوشته است. وی در این کتابش ماجرای یک دختر هشت ساله(یعنی خودش) را در زمان جنگ جهانی دوم تشریح می کند که در جستجوی والدین خود به تنهایی ۳۰۰۰ مایل در کشورهای تحت سلطه نازی ها راهپیمائی کرده و در جریان این پیاده روی ها از جنگل هایی به تنهایی عبور کرده و در زمستان سخت حتی باگرگها زندگی کرده است. از روی خاطرات این نویسنده بلژیکی فیلمی تحت عنوان " زندگی با گرگها" ساخته شده که به کرات در اروپا و آمریکا به نمایش در آمده است. جالب است بدانید در مقدمه این فیلم گفته می شده : " این یک افسانه نیست بلکه خاطرات واقعی یک زن است که در جریان هلوکاست قربانی نازی ها شده است" .
اما اخیرا روزنامه دیلی میل افشا کرده که این خاطرات واقعی نیست و برخاسته از تخیلات نویسنده آن است. اصلا اسم نویسنده آن " مونیک دو وائل " است که حتی یهودی هم نیست و در یک خانواده کاتولیک بزرگ شده و در زمان جنگ جهانی دوم در بروکسل نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کرده است.
کتاب " خاطرات سالهای هلوکاست" برای خانم مونیکا ۱۰ ملیون پوند درآمد داشته است.
ایمان امروز یگانه راهی است که می تواند بشر را از بیراهه ها نجات بخشد و به سر منزل مقصود و کمال نهائی بشر رهنمون شود . تنها با ایمان است که می توان پله های کمال را پیمود و از ملائک هم برتر و والاتر شد