خدا همه رفتگان را بیامرزد
گشود لب به دعا مرد خیر خواهی , گفت :
که رفتگان شما را خدا بیامرزد
به خنده گفت : ظریفی که پس بدین ترتیب
رفاه وصلح و صفا را خدا بیامرزد
اگر که مغفرت از بهر رفتگان خواهی
بگو که مهر و وفا را خدا بیامرزد
عطا و عدل و امان رفته اند از این دنیا
امان وعدل و عطا را خدا بیامرزد
دگر نه شرم و عفاف است در میان نه حیا
عفاف و شرم و حیا را خدا بیامرزد
لئامت و حسد و بخل زنده اند هنوز
و لیک جود و سخا را خدا بیامرزد
صلاح و خیر و مروت رفیق ما بودند
تمام آن رفقا را خدا بیامرزد
دگر به سر نبود عقل و هوش در سر خلق
شعور و فهم و ذکا را خدا بیامرزد
دگر نمی شنوی جز هوار گوش خراش
نوای هوش ربا را خدا بیامرزد
فضا بود خفقان آور از هوای کثیف
فضای روح فزا را خدا بیامرزد
زدرد هرچه دلت خواست ناله کن اما
شفا مخواه شفا را خدا بیامرزد
منبع : مجله هفتگی گل آقا
