
غربت زهرا
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت
چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت
فراق فاطمه را بوتراب باور کرد
دمی که گوشه تابوت او به شانه گرفت
ز پشت پنجره این دیدگان پر اشکم
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
شاعر : سید فضل الله قدسی
+ نوشته شده توسط سما در 86/03/11 و ساعت
6:5 قبل از ظهر |
