در پست قبلی گوشه ای از کارنامه گذشته وهابیان در قتل و کشتار مسلمانان را مشاهده کردید و امروز هم که کشتار مسلمانان را هر روز در عراق و پاکستان و افغانستان از سوی این فرقه ، هر روز از طریق رادیو و تلویزیون و انترنت و روزنامه ها می شنوید .
اکنون ببینیم این کشتار در شرع مقدس اسلام تا چه حد مشروعیت دارد و آیا این کشتار ها و جنایت ها که تحت عنوان جهاد بامشرکین انجام می شود ، مورد رضایت خدا و رسولش می باشد یا خیر ؟
احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (ص) روایت می کند که آن حضرت فرمود :
اُمرت أن اُقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " فاذا قالوا عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله عز وجل .
من مأمور شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و وقتی آن را گفتند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود .
بیهقی در السنن الکبری از ابی هریره روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود :
امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " و یقیموا الصلاة و یوتوا الزکاة . فإذا فعلوا ذالک عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله .
من امر شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و نماز بر پای دارند و زکات بدهند . وقتی این کار ها را انجام دادند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود .
نور الدین هیثمی در مجمع الزواید روایتی از انس بن مالک نقل می کند که : هنگامی که چشم عتبان بن مالک مجروح گردید ، به رسول الله (ص) پیغام فرستاد که من دوست دارم شما به خانه من تشریف آورده و نماز گزاری و دعا کنی تا خداوند به ما برکت عنایت فرماید . رسول الله (ص) همراه با چند نفر از اصحابش رفت و در آن جا به گفتگو نشستند . یکی از یاران رسول خدا(ص) مالک بن دخشم منافق سخن به میان آورد. مردی عرض کرد : یا رسول الله آنجا پناهگاه منافقین است و در این مورد یاران حضرت سخن بسیار گفتند.
رسول خدا (ص) فرمود :
آیا او(مالک بن دخشم ) نماز نمی خواند ؟
عرض کردند : بلی یا رسول الله نماز می خواند اما نمازی که خیری در آن نیست .
رسول خدا (ص) فرمود : انی نهیت عن قتل المصلین .
من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[1]
ابی سعید خدری می گوید : خنثایی را نزد رسول الله (ص) آوردند که دست ها و پاهای خود را خضاب کرده بود. اصحاب شروع کردند به او لگد زدن. حضرت پیامبر (ص) به یارانش فرمود :
از این مرد و یارانش برای زنان خود بترسید و دوری کنید .
عرض کردند : یا رسول الله ! آیا او را نکشیم ؟
فرمود : من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[2]



