تبليغاتX
نسيم ايمان
 

مدتی پیش ۳۸ تن از علمای وهابی سعودی فتوای قتل شیعیان را صادر کردند . در جواب این عمل فتنه انگیزانه و دشمن شاد کن علمای شیعه بیانیه ای را تنظیم کرده و می خواهند برای علمای سعودی بفرستند که  خواستار گفتگو و اتحاد میان علمای شیعه و  سنی شده اند . در این بیانیه گفته شده که در این شرایط که اسلام در معرض هجوم کفار قرار دارد ، مسلمانان باید همدل و متحد باشند و نباید به اختلافات درونی دامن زده شود.

این علما که در رأس شان آیت الله مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید شیعه در قم قرار دارد ، اعلام داشته اند ما دست وحدت و برادری بسوی شما دراز می کنیم.

+ نوشته شده توسط سما در 85/11/27 و ساعت 1:3 بعد از ظهر |

حرم امامین عسکریین که بدست وهابیان تخریب گردید 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال گذشته در چنین روزی تروریست های

وهابی حرم مقدس امام هادی و امام عسکری (ع) را تخریب کردند. اینک یک سال از آن جنایت می گذرد و تقریبا همزمان با سالگرد این عمل ننگین یهودیان درست به تخریب مسجد الاقصی زده اند.

          البته این تنها مشابهت وهابیان با یهودیان نیست. امروز وهابیان و یهودیان هردو دشمن شماره یک شیعه هستند. اسرائیل از آن جهت با شیعه دشمنی دارد که یک جریان شیعه برای نخستین بار او را که ادعای قدرت برتر منطقه را داشت ، شکست داد و هیمنه پوشالی آن را در منطقه از میان برد.

         اما جریان وهابیت نیز با شیعه و تشیع دشمنی بی اندازه دارد تا جایی که حتی به کودکان آن ها نیز رحم نکرده و مردمان بی گناه را صرفا بخاطر تعلق  آن به مذهب تشیع به قتل می رسانند . بدین سبب هر روز اخباری دردناک از جنایات کور و ددمنشانه وهابیان ، در عراق به گوش می رسد.

شباهت وهابیان با یهودیان اسرائیل در تخریب بناهای مقدس اسلامی و سنگدلی و قساوت آنان آیا یک امر اتفاقی است ؟ یا اینکه نشانگر آن است که این دو جریان بی  رحم و ددمنش و جنایتگر از یک سرچشمه آب می خورند و هردو فرزند نامشروع یک مادر بدکاره است؟

لطفا ادامه مطلب را در صفحه بعد بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سما در 85/11/23 و ساعت 10:48 بعد از ظهر |

     

بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در اينجا مي خوانيد مناظره اي است فرضي ميان خداوند متعال و محمدبن عبدالوهاب که سخنان خداوند از قرآن کريم اخذ و سخنان محمدبن عبدالوهاب از افکارش و افکار وهابيان امروز گرفته شده است.

-   خداوند متعال : و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابي و استکبر و کان من الکافرين (بقره /34) ؛ هنگامي که به ملائکه گفتيم براي آدم سجده کنيد , همه سجده کردند جز ابليس که امتناع کرد و تکبر ورزيد و از کافرين بود.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا اين شرک است  که تو به ملائکه فرمان داده اي آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار مي کني ؟

-   خداوند متعال :  و رفع ابويه علي العرش و خرُّوا له سُجدا و قال يا ابت هذا تأويل روياي من قبل قدجعلها ربي حقا (يوسف/100) ؛ يوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران يوسف پيش او به سجده افتادند . يوسف گفت : اي پدر! اين تأويل خواب من است که پيش از اين ديده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.

-   محمد بن عبدالوهاب :  خدا يا چرا پيامبرت يعقوب و يوسف بايد اجازه دهند که برادرانش پيش او سجده کنند . برادران يوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . يعقوب و يوسف بايد آن ها را مي کشتند.

-   خداوند متعال : و إذ جعلنا البيت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلي (بقره/125) ؛ [به ياد بياوريد] هنگامي که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلي امن قرار داديم. [براي تجديد خاطره] مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد .

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا چرا گفته اي مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد . چرا مکان يک بشر را محل عبادت خود قرار مي دهي ؟ اين شرک است . هيچ بشري به هيچ وجهي نبايد دخلي در عبادت تو پيدا کند. چرا يک بيابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادي که مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دادي ؟ اين باعث مي شود مردم ياد بگيرند و محل اولياي ديگري چون رسول خدا(ص) و علي (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . اين ها همه شرک است .

-   خداوند متعال : في بيوت أذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛ خانه هايي که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که براي او صبح و شب تسبيح بگويند .

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا ! چرا تو اذن داده اي که خانه هايي محل عبادت قرار گيرند؟ در آن صورت مردم مي آيند در قبر رسول الله (ص) نماز مي گذارند که اين خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسير اين آيه گفته اين خانه ها خانه  هاي پيامبر است و خانه هاي علي و فاطمه هم از افضل ترين اين خانه ها است . مردم مي آيند در اين خانه ها عبادت مي کنند و مشغول نماز مي شوند . محل قبر علي و فاطمه را هم چون پيامبرت گفته که خانه هاي آن ها هم از خانه هاي مأذون است , محل عبادت قرار مي دهند. اين ها همه شرک است .

-   خداوند متعال : ما من شفيع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(يونس/3)؛ هيچ شفاعت کننده اي وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . اين خداي شما است آن را پرستش کنيد . آيا به ياد نمي آوريد؟ .

-   خداوند متعال : و کم  من مَلَک في السماوات لاتغني شفاعتهم شيئا الا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء و يرضي (نجم/26) ؛ چه بسيارند فرشتگاني در آسمان که شفاعت شان هيچ سودي ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد براي کساني بخواهد و راضي گردد.

-   خداوند متعال : و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛ شفاعت سودي ندارد جز براي کسي که اذن داده شده باشد .

-   ا بن عبدالوهاب : خدا چرا استثنا کرده اي که جز براي کسيکه اذن شفاعت داده شود . بايد بگويي به هيچ وجه شفاعتي در کار نيست و هيچ کسي نمي تواند شفيع باشد . اينکه تو استثنا کرده اي سبب مي شود برخي از پيامبر و اوليايت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . اين شرک است که از غير خدا شفاعت بخواهي .

-   خداوند متعال : قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئين (يوسف /97) قال ساستغفر لکم ربي انه هو الغفور الرحيم (يوسف/98)  ؛ برادران يوسف گفتند : اي پدر براي گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. يعقوب گفت : بزودي براي شما طلب آمرزش مي کنم از خداي خود که او بخشنده مهربان است.

-   محمد بن عبدالوهاب : ديدي گفتم اگر اجازه بدهي مردم بلافاصله طلب شفاعت مي کنند . اين برادران يوسف پدر خود را شفيع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. اين شرک است .

-   خداوند متعال : يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛ اي مومنان از خدا بترسيد و بسوي او وسيله اي بجوييد و در راه خدا کوشش کنيد باشد که به رستگاري برسيد.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا ! چرا امر کرده اي که مومنان  به نزد تو وسيله بجويند. آنان بايد مستقيما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفيعي رفته او را وسيله اي جهت تقرب به تو قرار دهند. اين شرک است که مردم به غير تو مراجعه کنند.

-   خداون متعال : اذهبوا بقميصي  هذا فألقوه علي وجه ابي يأت بصيرا وأتوني باهلکم اجمعين(يوسف/93) فلما أن جاء البشير القاه علي وجهه فارتد بصيرا  قال الم اقل لکم اني اعلم مالا تعلمون (يوسف96) ؛ يوسف گفت : اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود و تمام اهل خود را بياوريد. وقتي قاصد رسيد پيراهن را به صورت يعقوب انداخت و يعقوب بينا شد. و يعقوب گفت مگر من نگفتم من چيزي مي دانم که شما نمي دانيد.

-   محمد بن عبدالوهاب :  خدا يا ! چرا اين آيه را آورده اي . پيراهن که هيچ تأثيري ندارد . اينکه پيراهني بتواند چشم نابينا را بينا کند نادرست است و اين باعث خواهد شد مردم به ضريح پيامبر و اولياي تو چشم بمالند و از پيامبر و اوليا شفاطلب کنند چون فکر مي  کنند وقتي پيراهن يوسف بتواند چشم يعقوب را بينا کند , ضريح رسول خدا(ص) که افضل انبياء است حتما اين کار را مي تواند انجام دهد. درحاليکه درخواست شفا از غير خدا شرک است و مشرک واجب القتل .

-   خداوند متعال : و کذالک اعثرنا عليهم ليعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ريب فيها إذ يتنازعون بينهم أمرهم فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ربهم اعلم بهم . قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليهم مسجدا(کهف/21) ؛ و اين چنين مردم را متوجه حال آن ها کرديم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخيز حق است. و در پايان جهان و قيام قيامت شکي نيست . در آن هنگام که ميان خود نزاع داشتند ؛ گروهي مي گفتند: بنايي بر آنان بسازيد(تابراي هميشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگوييد که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولي آن ها که از راز شان آگاهي يافتند (و آن را دليلي بر  رستاخيز ديدند) گفتند : مامسجدي در کنار مدفن آن ها مي سازيم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

-   محمد بن عبدالوهاب : خدا يا چرا اين داستان را نقل کردي . وقتي هم نقل کرده بودي بايد آن را شديدا رد مي کردي . چرا از کنار بناي مسجد بر قبر بدون هيچ انکار و ردي گذشتي در حاليکه در آيه بعدي که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده اي : فلاتمار فيهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دليل در مورد آن ها حرف نزنيد. اينجا کار جدال کنندگان را تقبيح کرده اي اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبيح نکرده اي . در حاليکه بناي مسجد بر قبر ها شرک است .

-   خداون متعال : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه (بينه /7) ؛ کساني به خدا و رسولش ايمان آورده و اعمال صالح انجام مي دهند , آن ها بهترين مخلوقاتند.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدا يا پيامبرت گفته : منظور از خير البريه در اين آيه علي و شيعيانش هستند . چرا تو اين آيه را فرموده اي در حاليکه شيعيان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حاليکه تو آن ها را بهترين مخلوقات دانسته اي .

-        خداوند متعال : لقد جئت شیئا فریا (مریم /27) ؛ چیز جدیدی(بدعت) آورده ای .

     

     

+ نوشته شده توسط سما در 85/11/13 و ساعت 3:10 بعد از ظهر |

از روزی که قابل هابیل را به شهادت رساند همیشه قابلانی بوده اند که انسان های پاک را به قتل می رسانده اند . گفته شده بنی اسرائیل در یک روز بیش از هفتاد پیامبر را به قتل رساند و آنگاه  بی خیال مشغول کار و کسب خود شدند.

امت محمد (ص) نیز در حالیکه تنها نیم قرن از رحلت او گذشته بود ، نوه او را که پاکترین انسان زمان خود بود و حضرت به امر  خداوند ، امت را به محبت و مودت نسبت به آنان سفارش نموده بودند ، به وضع فجیعی همراه با فرزندان و یارانش به شهادت رساندند و اهل بیت او را اسیر  گرفته شهر به شهر گردانیدند .

اما آیا پروژه کشتار انسان های بی گناه و پرونده جنایت و کشتار گری متوقف شده است ؟ یا همچنان ادامه دارد ؟   اگر به اخبار عراق گوش فرادهید ، خواهید دید که  پروژه جنایت و جنایت گری توسط فرزندان قابیل  همچنان ادامه دارد و هر روز نسل قابیل از هابیلیان می  کشند و می کشند و  می  کشند .

جالب اینجا است که جنایتگران برای خود با این جنایت ها بهشت وعده می شوند ! همانگونه که عمربن سعد نیز برای یارانش  وعده بهشت داد ! و گفت : " یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری " ای لشکریان خدا ! سوار شوید و برحسین یورش برید که به بهشت بشارت تان باد!

تروریست های وهابی نیز امروز با جنایات خود در بازارهای بغداد و کشتار کودکان و زنان و انسان های بی گناه به همدیگر بهشت وعده می دهند ؟!

و اما  خون حسین همچنان به جوشش است تا بساط ظلم و  ستم را بر چیند و فساد را از عالم محو  کند و  آن روز انشاء الله دور نخواهد بود

+ نوشته شده توسط سما در 85/11/10 و ساعت 1:1 قبل از ظهر |